تبلیغات
شاهرود نامه - تشابه فکری یا سرقت ادبی؟ داور کیست؟

شاهرود نامه


عرصه خبری شهرستان در چند روز اخیر دستخوش التهاباتی شده است . التهاباتی که زاییده یکی از صفات ناپسند جامعه ایرانی است : عقل کل پنداشتن خویش

انگار ما ایرانی ها عادت داریم در همه چیز اظهار نظر کنیم. خود را در همه امور کارشناس ببینیم. همه را از دم تیغ انتقاد خود بگذرانیم. در هر موضوعی اعم از تخصصی و غیر تخصصی نظر دهیم. به راحتی بر مبنای نظر شخصی به یکدیگر تهمت بزنیم و بعد هم آستین ها را بالا زده و وضو گرفته و نماز بخوانیم. انگار هیچ کداممان نمی دانیم که : المومن اعظم حرمه من الكعبه  احترام مومن از احترام كعبه نیز بالاتر است.

سخن پیرامون جنجالی است که در مورد مطالب موجود در وبلاگ یکی از فعالین سیاسی اجتماعی شهرستان ایجاد شده است. اینکه خط مشی فکری ایشان چیست و چه تز فکری را دنبال میکند موضوع بحث ما نیست. موضوع اتهاماتی است که طرفین این منازعه در این مدت به یکدیگر زده اند. اینکه برای رسیدن به اهدافمان پای شخصی را به امورات شهرستان باز کنیم که شاید روحش هم از وجود شهرستانی به نام شاهرود خبردار نباشد چندان جالب نیست. کما اینکه اگر در راه پاسخ گویی به این اتهام، اتهام زننده را متهم به مزدوری شخص ثالثی کنیم چندان شرعی و اخلاقی نیست.

اینکه پای این شخص غریبه چطور به شهرستان ما باز شده است خود سوالی است بی پاسخ . این هم که منتقدین چگونه از میان این همه مطلب در فضای مجازی به این وبلاگ رسیده اند پرسشی است که احتمالا بی پاسخ می ماند. اما سوالی که مقایسه کننده دو وبلاگ باید به آن پاسخ دهد این است که چگونه با مطالعه مطالب این دو شخص به نتیجه رسیده است که وبلاگ همشهری ما کپی برداری از روی وبلاگ غریبه است؟ بر فرض که مطالب ایشان با هم شباهت هایی داشته باشد چه دلیلی برای سرقت ادبی وجود دارد؟ اگر استدلال این منتقد را بپذیریم باید بگوییم که در هرجای جهان هر کسی حرفی زد که نظیر آن را دیگری در نقطه ای دیگر از جهان خلقت گفته باشد حتما میان این دو شخص رابطه ای وجود دارد یا یکی از آنها از دیگری کپی برداری کرده است.

 مورد دیگر اینکه تمام عقلا و خرد مندان در همه جای جهان بر روی اموری با هم اتفاق نظر دارند بدون اینکه همدیگر را دیده یا مطالب و نظرات یکدیگر را خوانده باشند. به عنوان مثال یک آفریقایی هم زندگی در رفاه را دوست دارد همانطور که یک ایرانی یا یک اروپایی دوست دارد مرفه باشد. حال اگر یک ایرانی بگوید مردم باید مرفه باشند باید وی را به آن اروپایی یا آفریقایی نسبت داد در حالی که این دو شخص روحشان هم از وجود یکدیگر خبر ندارد؟

 این که هر شخص دوست دارد شهرش آباد و توسعه یافته باشد امری است که میان همه فعالین اجتماعی مورد اتفاق است حال اگر چند سال بعد کسی در نقطه ای دیگر از ایران وبلاگی به راه انداخت و در آن از توسعه شهر خود گفت باید وی را متهم کنیم که از روی دست نسخه شاهرودی کپی کرده است؟

نکته آخر اینکه درست است که از هرجهت به این مقایسه و اتهام می نگریم آن را فاقد استدلال و ارتباط منطقی می یابیم ولی نباید در مقام پاسخ گویی منتقد را جیره خوار کسی معرفی کرد چون همه در بیان عقاید خود آزادند. حال اگر آن عقیده محکم و استوار و واقعی باشد که راهی نو است در اصلاح اجتماع و اگر سخیف و بی ارزش و از باب عیب جویی و از راه به در کردن رقیب باشد دلیلی می شود بر قوت استدلال و صحت عقیده انتقاد شونده.
دنبالک ها: روایت"ظفر" از یک اتفاق قابل پیش بینی!، عجب زمانه ای شده!!!، ما گر ز سر بریده می ترسیدیم در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم، نقبی بر یک اصرار غیر عقلانی و غیر علمی،

تاریخ : پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 | 12:42 ب.ظ | نویسنده : | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.